تبليغاتX
http://seiresamavat.blogfa.com

بسم رب الزهرا (س)

 

تولد و كودكی

 
به سال 1332 ه.ش در خانواده‌اي مومن و مذهبي در يكي از محلات جنوب شهر تهران به دنيا آمد. دوران تحصيل ابتدايي خود را در دبستان اسلامي «مصطفوي» به پايان برد. ضمن تحصيل، به پدرش كه در بازار به شغل شيريني فروشي اشتغال داشت، كمك مي‌كرد. احمد در همان سالهاي نوجواني با شركت فعال در هياتهاي مذهبي و كلاسهاي قرآن در مساجد جنوب شهر، از ظلم و جنايات رژيم منحوس پهلوي آگاه شد و با سن و سال كمي كه داشت قدم به ميدان مبارزه با طاغوت گذاشت.

پس از پايان دوره ابتدايي، در هنرستان صنعتي، شبانه به تحصيل ادامه داد و در سال 1351 موفق به اخذ ديپلم گرديد. سپس به خدمت سربازي اعزام شد و در شيراز دوره تخصصي تانك را گذراند و پس از آن، به سرپل ذهاب اعزام شد.

او در دوران سربازي، فردي مذهبي و مومن بود و در بحثها، مخالفت خود را با رژيم ستمشاهي بيان مي‌كرد. پس از اتمام خدمت سربازي، در يك شركت تاسيساتي خصوصي استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرم‌آباد منتقل گرديد و به فعاليتهاي سياسي تبليغي خود ادامه داد. تا اينكه پس از مدتها تعقيب و گريز، در سال 1354 توسط اكيپي از كميته مشترك ضدخرابكاري ساواك دستگير و روانه زندان شد و مدت پنج ماه را در زندان مخوف فلك‌الافلاك خرم‌آباد در سلولي انفرادي گذراند.

به روايت همرزمانش، با وجود تحمل شكنجه‌هاي جسمي و روحي فراوان، حسرت شنيدن يك آخ را هم بر دل سياه مزدوران ساواك گذاشت، تا اينكه او را به بند عمومي منتقل كردند و حدود نه ماه نيز در آنجا گذراند و با بالاگرفتن موج انقلاب اسلامي از زندان آزاد گرديد و به آغوش ملت بازگشت. پس از آزادي، در شروع قيامهاي خونين قم و تبريز در سال 1356، نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات را در محلات جنوبي تهران عهده‌دار شد و رابطه‌اي تنگاتنگ با حركتهاي مكتبي محافل دانشجويي و روحانيت مبارز تهران داشت.

 

با پيروزي معجزه آساي انقلاب اسلامي، مسئوليت تشكيل كميته انقلاب اسلامي محل خويش را عهده‌دار شد. پس از شكل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به اين ارگان پيوست و دوشادوش ساير همرزمانش با حداقل امكانات موجود به سازماندهي نيروها همت گماشت.

 مبارزه با ضدانقلاب در كردستان
پس از شروع غافله كردستان در اسفندماه سال 1357 به همراه 66 تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوكان شد و به دليل ابتكار عمل هوشيارانه و فرماندهي قاطع خود توانست كليه اشرار مسلح را متواري كند و منطقه را از لوث وجود ضدانقلابيون كه در راس آنها دمكراتها قرار داشتند، پاكسازي نمايد. او پس از تثبيت مواضع نيروهاي انقلاب در بوكان، به شهرهاي سقز و بانه رفت.

در ابتداي ورود به شهر بانه، به تلافي كمين ناجوانمردانه‌اي كه ضدانقلابيون به نيروهاي ستون ارتش زده بودند، طي يك عمليات دقيق ضدكمين خساراست سنگيني به آنان وارد آورد كه در اين نبرد، چهارصد اسير و دويست كشته از ضدانقلاب برجاي ماند

در زمستان سال 1358 به او ماموريت داده شد تا جاده پاوه – كرمانشاه را كه در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد كند. عمليات با فرماندهي او و همكاري سپاه پاوه شروع و با موفقيت كامل به انجام رسيد و ايشان به همراه ساير برادران، وارد شهر پاوه شدند. پس از مدتي، با حكم شهيد بروجردي، به فرماندهي سپاه پاوه منصوب گرديد. در اين مدت، حاج احمد عمليات گوناگوني از جمله عمليات نجار در ارتفاعات نورياب، كه اكثر آنها با موفقيت همراه بود، طراحي و اجرا كرد.

شركت در دفاع مقدس
حاج احمد در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج، ماموريت يافت تا رزم بي‌امان خود را در جبهه‌هاي جنوب ادامه دهد. او از طرف سردار فرماندهي كل سپاه مامور شد با به‌كارگيري برادران سپاه مريوان و پاوه تيپ محمدرسول‌الله(ص) – كه بعدها به لشكر تبديل شد – را تشكيل دهد و فرماندهي تيپ مذكور را نيز خود به عهده گيرد. بدين ترتيب به فاصله كوتاهي حاج احمد و ساير سرداران نامي كردستان در معيت شهيد بروجردي راهي جبهه‌هاي جنوب شدند تا تدابير نوين دفاعي كشور، نظام فرهنگي يگانهاي رزمي منظم و مكانيزه سپاه در جنوب را سامان بخشيده و آزادسازي مناطق اشغالي خوزستان را سرعت بخشند.
رزمندگان تيپ 27 محمدرسول‌الله(ص) براي ورود به مصاف فتح‌المبين پس از طي يك دوره فشرده آموزشي توسط حاج احمد، خود را آماده كردند و در شب دوم فروردين ماه سال 1360 در محور دشت عباس (چنانه) وارد عرصه پيكار شدند و در اين نبرد پيروزمند نقش اساسي ايفا كردند.
پس از مدتي زمينه اجراي عمليات بيت‌المقدس در دستور كار يگانهاي رزمي قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسئوليت خطير فرماندهي تيپ، در تمامي ماموريتهاي شناسايي شركت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزديك راه‌كارهاي مناسب عمليات را شناسايي مي‌كرد.
در شب دهم ارديبهشت ماه سال 1361 عمليات بيت‌المقدس آغاز شد و رزمندگان اسلام به فرماندهي حاج احمد از دو محور به مواضع دشمن يورش بردند. نقطه آغاز عمليات، منطقه دارخوين به سمت جاده اهواز – خرمشهر بود كه با عبور نيروها از ورود متلاطم كارون به سمت دژ مارد جهت‌دهي شده بود. با وجود حجم سنگين آتش كور و بي‌وقفه يگانهاي توپخانه ارتش بعث عراق، رزمندگان اسلام توانستند نيروهاي دشمن را در اين محورها زمين‌گير كنند و كليه پاتكهاي آنها را دفع نمايند.

يكي از فرماندهان عملياتي جنگ در مورد نقش حساس ايشان در عمليات بيت‌المقدس مي‌گويد:
اگر فرماندهي قاطع و عمل به موقع در بعد از ظهر روز اول عمليات بيت‌المقدس روي جاده اهواز – خرمشهر حاج احمد نبود عمليات به مشكلات زيادي برخورد مي‌كرد. او در همان‌جا اسلحه كلاشينكف خود را به دست گرفت و تا مرز شهادت ايستادگي كرد و رزمندگان نيز با تاسي به او مقاومت بسياري از خود نشان دادند كه در نهايت جاده اهواز – خرمشهر حفظ شد.
او به رغم جراحت وخيمي كه از ناحيه پا داشت حاضر به ترك ميدان نبرد نشد و با صلابت و اقتدار تمام از دژهاي مستحكم و ميادين متعدد مين، نيروهايش را عبور داد و در نهايت ساعت 11 صبح روز سوم خردادماه سال 1361 رزم‌آوران تيپ 27 حضرت رسول(ص) با جلوداري سردار حاج احمد متوسليان در كنار ساير يگانهاي سپاه به خاك مطهر خرمشهر قدم نهادند.
ايشان در عصر همان روز طي سخنان كوتاهي خطاب به دريادلان بسيجي در برابر مسجد جامع خرمشهر چنين گفت:
همه عزيزان ما كه تا امروز در خوزستان غوطه‌ور شده و به شهادت رسيده‌اند براي حفظ اسلام عزيز بوده هرچند داغ فراقشان جگر ما را سوزاند، اما خدا را شكر كه بالاخره توانستيم امروز با آزادي خرمشهر قلب اماممان را شاد كنيم.

در پي آزادسازي خرمشهر، حاج احمد در معيت ساير سرداران فتح خرمشهر به محضر فرمانده كل قوا حضرت امام خميني(ره) مشرف شدند. در آن ديدار حضرت امام خميني(ره) اين سرداران دلاور، به ويژه حاج احمد را به گرمي مورد تفقد خاص خويش قرار دادند.

 

 

حضور در لبنان
هنوز طعم شيرين فتح خرمشهر را در ذائقه‌اش احساس مي‌كرد كه خبر تلخ تهاجم ارتش صهيونيستي به خاك لبنان را شنيد.
او در اواخر خرداد سال 1361 طي ماموريتي به همراه يك هيات عالي‌رتبه ديپلماتيك از مسئولين سياسي – نظامي كشورمان راهي سوريه شد تا راههاي مساعدت به مردم مظلوم و بي‌دفاع لبنان را بررسي نمايد.

ويژگيهاي اخلاقي
آگاهي و شناخت بالاي ايشان در مسائل سياسي – اجتماعي از جمله خصوصيات بارز اين سردار بزرگوار بود. در تدبير و تصميم‌گيريهايش دقت‌نظر داشت. ضمن قاطعيت در كار، بر دلها فرماندهي مي‌كرد و همواره در بطن مشكلات حضور داشت. به همين دليل، در سخت‌ترين شرايط،‌كسي او را تنها نمي‌گذاشت. امكاناتي را بيشتر از نيروهاي تحت امر خود، به خدمت نمي‌گرفت. به رغم برخورد قاطعانه در امر فرماندهي،‌ از عاطفه بالايي برخوردار بود. علاوه بر فرماندهي، در كارهاي جمعي مانند ساختن سنگر، نظافت محيط، شستن ظروف و ... با پرسنل تحت امر همراهي مي‌كرد. علاقه به مطالعه و بحث پيرامون اخبار و رويدادها، از خصوصيات ديگر او بود. در مواقع مقتضي در جمع صميمي همرزمانش پيرامون مسائل اعتقادي بحث مي‌نمود.

حاج احمد نسبت به شهدا و خانواده‌هاي محترمشان احترام خاصي قايل بود و در هر فرصتي به مزار شهدا مي‌رفت و براي رسيدگي به معضلات و حوائج خانواده‌هاي اين عزيزان تلاش مي‌كرد و در غم فراق همرزمانش مي‌سوخت.
نقل مي‌كنند:

هنگامي كه بر مزار شهيد جهان‌آرا حاضر مي‌شد، آن‌چنان از خود بي‌خود مي‌شد كه تا ساعتها بي‌وقفه اشك مي‌ريخت و با روح بلند او نجوامي‌كرد.
برادر ديگري نقل مي‌كند:

شبي در جوار مرقد مطهر حضرت زينب(س) تا صبح به گريه و نماز مشغول بود. حوالي سحر به سيمايي بشاش و لبي خندان به سوي همسفرانش آمد و در پاسخ به سئوال دوستانش كه خوشحالي او را جويا شده بودند، گفته بود: از سر شب داشتم در فراق برادران شهيدم، مخصوصاً شهيد محمد توسلي اشك مي‌ريختم. به عمه سادات متوسل شدم، تا بلكه ايشان در كارم عنايتي فرمايند. چند لحظه پيش ناگهان ديدم يك پيرمرد نوراني با محاسني سفيد و لباس بسيجي بر تن، كنارم آمد و ايستاد و گفت: پسرم! بي‌تابي نكن، لحظه اجابت دعايت نزديك شده است.

نحوه اسارت
در چهاردهم تير سال 1361، اتومبيل هيات نمايندگي ديپلماتيك كشورمان حين ورود به شهر بيروت و در هنگام عبور از پست ايست و بازرسي،‌مزدوران حزب فالانژ اتومبيل را متوقف و چهار سرنشين خودرو مزبور به رغم مصونيت ديپلماتيك – توسط آدم‌ربايان دست‌نشانده رژيم تروريستي تل‌آويو گروگان گرفته شده و پس از شكنجه و بازجويي، به نظاميان اسرائيلي تحويل گرديدند،‌كه از سرنوشت آنان تاكنون اطلاعي در دست نيست. درحالي كه همرزمان آن مهاجر الي‌الله، مشتاقانه چشم به راه هستند تا خبري از او و همرزمانش برسد.

اللهم فک کل اسير

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:46  توسط روح الله   | 

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

 

هرکجا هست خدایا به سلامت دارش

 

------              ----------------       ---------               -----------------

 صلوات و سلام خداوند به ارواح طيبيه ی شهيدان

 و بر رزمنده ی با اخلاص بی نشان حاج احمد متوسليان  

 

سيد علی خامنه ای   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:31  توسط روح الله   | 
بنام خدا

..

 يكى از روزها كه شهيد پيدا نكرده بوديم، به طرف «عباس صابرى» (سال 75 در تفحص در منطقه فكه شهيد شد.) هجوم برديم و بنا بررسمى كه داشتيم، دست و پايش را گرفتيم و روى زمين خوابانديم تا بچه ها با بيل مكانيكى خاك رويش بريزند. كلافه شده بوديم.

   شهيدى پيدا نمى شد. بيل مكانيكى را كار انداختيم. ناخن هاى بيل كه در زمين فرو رفت تا خاك بر روى عباس بريزد، متوجه استخوانى شديم كه سَرِ آن پيدا شد. سريع كار را نگه داشتيم. درست همانجايى كهمى خواستيم خاكهايش را روى عباس بريزيم تا به شهدا التماس كند كه خودشان را نشان بدهند، يك شهيد پيدا كرديم.
بچه ها در حالى كه از شادى مى خنديدند، به عباس صابرى گفتند:
- بيچاره شهيد تا ديد مى خواهيم تو رو كنارش خاك كنيم، گفت: فكه ديگه جاى من نيست بايد برم جايى ديگه براى خودم پيدا كنم و مجبور شد خودشه نشون بده...

 مجيد پازوكى

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:26  توسط روح الله   | 
.........نمی دانم چه بگویم  ولی شاید تلنگری شود.

بنام خدا

..

سال 74 بود كه با بچه ها در منطقه كار مى كرديم. بيل مكانيكى را مقدارى از جاده خارج كرديم تا به آن طرفتر برويم ولى دستگاه خاموش شد. هر كارى كرديم، راه نيفتاد. گفتم حتماً گازوئيل تمام كرده. رفتيم كه از مقر گازوئيل بياوريم، در حالى كه ما رفته بوديم راننده دستگاه را كار مى اندازد و مى گويد كه با بيل آن دو سه تا بزنم تا بچه ها بيايند و همان جا را كه دستگاه مانده بود، مى كند. در همان اولين بيل پيكر يك شهيد نمايان مى شود.

 *شهید على محمودوند (فرمانده گروه تفحص لشگر محمدرسول الله ص )
.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:19  توسط روح الله   | 

۱-علامه طباطبایی (ره):

« الآن ثروتمند ترین مرد جهان ( از جهت معنوی ) آقای بهجت است. »
 

۲- آیت اله بهاالدینی (ره):

« ایشان (آیت الله بهجت) عبد صالح است. »

۳-آیت الله حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره):

از محضر ایشان سؤال شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟
فرمودند:« آقای بهجت، آقای بهجت. »

۴-آیت الله مشکینی:

« ایشان (آیت الله العظمی بهجت) از جهت علمی هم در فقه و هم در اصول، در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحله ای بالاتر از آن می باشند، و استادانی که ایشان از آنها استفاده کرده اند نیز در مقام خیلی بالایی قرار دارند که ما باید مانند ستاره ها به آنها بنگریم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ایشان کتابها نوشته شود. »

۵-آیت الله علامه محمد تقی جعفری(ره):

« اینکه در روایات آمده است که « هر کس عالمی را در چهل روز زیارت نکند، مات قلبه ( قلبش می میرد) و همچنین « زیارة العلماء أحبّ إلی الله تعالی من سبعین طوافاً حول البیت: زیارت علماء در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گرد خانه {خدا} می باشد. » مصداق بارز «علما» آیت الله بهجت هستند. صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ایشان را می بینم تا چند روز اثر این ملاقات در من باقی است، و در واقع هشدار دهنده برای ما می باشد. »

۶-آیت الله شیخ جواد کربلایی:

« در این چند سال که در تهران و قم هستم از بعضی اشخاص درباره آیت الله العظمی بهجت مطالبی شنیدم که حاکی از این است که ایشان واجد الطاف خاصه الهی هستند، « هنیئاً له ثم هنیئاً له: گوارایش باد، و گوارایش باد! » بنده زبان حالم به ایشان این است:
هر چند بردی آبم، رو از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر، کز مدعی رعایت
ای آفتاب خوبان! می سوزد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت


و نیز عرضه می دارم:
اگر شراب خوری، جرعه ای فشان بر خاک
به مذهب همه، کفرطریقت است امساک
»

۷-حضرت آیت اله  امجد:

« ایشان از مفاخر عصر ما هستند، کسانی که کم و بیش با ایشان آشنایی دارند می دانند که در یک اوج بالایی از علم و معنویت قرار دارند... بنده معتقدم آقای بهجت در علم و معنویت نظیر ندارد. به تعبیر دیگر: ایشان فرشته روی زمین هستند، باید از برکات وجود ایشان استفاده کرد. »

مگر صاحب دلی روزی به زحمت        کند در حق مسکینان دعایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:13  توسط روح الله   | 

اینجا اتاق خواب است  . وارد نشوید...........

راحت بخوابید ، ملت بیدارند..

راستی حاج آقا برایه کی صحبت می کنه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:57  توسط روح الله   | 
یکی از مهمترین مشکلات اساسی دولت مردان در دوره های گذشته نظام جمهوری میل به رونق اقتصادی اما بدون عدالت اجتماعی بوده است .

براستی آیا رونق اقتصادی بدون عدالت ممکن خواهد بود وآیا این امر دلیلی بر حل مشکلات جامعه می باشد؟.........

بر آن شدیم تا جواب را در بیان وبنان مقام معظم رهبری بیابیم لذانظر ایشان در باره این مطلب چنین است:

ما رونق اقتصادىِ همراه با عدالت اجتماعى را مى‏خواهيم. البته نمى‏گوييم عدالت اجتماعى باشد، اما رونق اقتصادى نباشد؛ چون در آن‏جايى كه هيچ رونق اقتصادى نيست،

عدالت اجتماعى عامل چندان مهمى نيست و در عين حال جامعه به رفاه و به برخوردارىِ لازم نخواهد رسيد.

اگر عدل اجتماعى همراه با پيشرفت اقتصادى باشد، جامعه شكوفا خواهد شد. نمى‏شود كه ما عدالت اجتماعى را رعايت نكنيم.
مسئولان سررشته دار امورند. از طرفى بايد اجازه بدهند كه كسانى از مجارى صحيح، تلاش اقتصادىِ سالم و قانونى بكنند - چون توليد ثروت در اسلام مذموم نيست - اما بايد جلوِ استفاده از روشهاى غيرقانونى، استفاده از راههاى تقلّب و خدعه و مكر و سوءاستفاده از ثروتهاى عمومى را بگيرند. اينها ممنوع است. ....

مسئولان بايد دنبال عدالت و دنبال آسان كردن زندگى براى طبقات مستضعف و محروم و پابرهنه باشند. مراد كسانى است كه در روز خطر اين مملكت را نجات دادند و اگر خداى نكرده بار ديگر خطرى اين مملكت را تهديد كند، باز هم همين جامعه كارگرى، همين معلمان، همين قشرهاى محروم و همين كارمندانى كه از لحاظ درآمد در سطوح پايينى قرار دارند، مى‏روند دفاع مى‏كنند و سينه سپر مى‏سازند.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگران و معلمان‏ به مناسبت روز جهانى كارگر و سالگرد شهادت استاد مطهرى‏ 1379/2/14

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:25  توسط روح الله   | 
 

لذا امروز خدمت به ايران و خدمت به ملت ايران، عبارت از خدمت به اسلام است. هركس كه امروز اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى بخش و اسلام مبارزه با ظلم و ستم را گرامى بدارد - نه آن چيزى كه به نام اسلام در مقابل ظلم و ستم، تعظيم مى‏كند! آن اسلام نيست، فريب است - هركس كه امروز اسلام حقيقى و به تعبير امام بزرگوار ما اسلام ناب محمّدى را تأييد و حمايت كند، اوست كه براى ايران و ملت ايران، براى تاريخ ايران و آينده ايران و يكايك آحاد اين ملت خدمت مى‏كند. ....

فرازی ازبيانات مقام معظم رهبرى‏ در جشن بزرگ منتظران ظهور همزمان با هفته بسيج و روز
 
 
کاش دولتمردان ما هم از خواب بیدار می شدند           
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:11  توسط روح الله   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:0  توسط روح الله   | 

کوله پشتی ها بر زمین مانده است :

 خالی است:

اما آیا سنگینی آن را بردوشت حس نمی کنی؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:53  توسط روح الله   |