|
انسان موجودی است ناشناخته، و او همان موجودی است که خداوند او رابزرگترین صنع خویش نامیده است ،و او را برتمامی مخلوقات خویش برتری داد و در کلام خویش هنگامی که از انسان سخنی به میان می آید، از او به بزرگی یاد می کند و لذا به فرشتگان امر به سجده بر او می کند
سخن گفتن از انسان و شناخت حقیقت او ملزم به این است ،که ابتدا انسان در مسیر انسانیت گام نهاده باشد و از چشمه زلال و الهی آن چشیده باشد در غیر این صورت مانند کسی است که در مکان تاریک و ظلمتی بسر برد و در همان حال بخواهد نور و روشنایی را برای دیگران توصیف کرده و آنان را به آن دعوت کند
ایشان در بیان وبنان خود به زیبایی از انسان سخن می گوید وچنین می فرماید:
انسان تامنزل حیوانیت باسایر حیوانات هم قدم بوده واز این منزل دوراه در پیش دارد که با قدم اختیار باید طی کند: یکی منزل سعادت که صراط مستقیم رب العالمین است ویکی راه شقاوت که طریق شیطان رجیم است**
ایشان می فرماید: انسان یک موجود عجیبی است درجمیع طبقات موجودات ومخلوقات باری تعالی هیچ موجودی مثل انسان نیست اعجوبه ای است که از او یک موجود الهی وملکوتی ساخته می شود ویک موجود جهنمی شیطانی هم ساخته می شود**
اما درجایی هم سخن از واماندگی عقول در شناخت انسان به میان می آورد ولذا چنین می فرماید: آنهایی که می گویند ما انسان راشناختیم اینها یک شبحی از انسان__ آن هم نه انسان شبحی از حیوانیت انسان__ راشناختند وگمان کردند که انسان همین است . آنهایی که ادعا می کنند که مااسلام شناس هستیم اینها هم یک چیزی از این مرتبه نازل اسلام رادیدند وبه همین قناعت کردند و گمان کردند که اسلام راشناختند** و می فرماید تمام عقول فلاسفه بزرگ عالم در هر جزئی از جزئیات ساختمان همین بشر،که یک جزء ضعیف ناچیز نسبت به عالم کبیر است،متحیر است**
**کتاب انسان شناسی در اندیشه امام خمینی(ره)
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 19:19  توسط روح الله
|
شناخت انسان ودرک حقیقت او امری است نیازمند غایت ظرافت ونهایت ظرفیت، از این رو بسیاری در این وادی حیرانند:
دسته اول: فرشتگان الهی هستند که وقتی خداوند از آفرینش انسان آگاهشان کرد، عرضه داشتند:((در حالی که مافرشتگان به تسبیح وحمد وتقدیس تو مشغول هستیم. آیا موجودی می آفرینی که در زمین فساد کند وبه خونخواهی بپردازد)) سوره بقره خداوند در پاسخ به ناتوانی آنها از علم به حقیقت انسان اشاره کرد وآنان را به گستره مطلق علم خویش توجه داد دسته دوم:جنیان مخصوصا شیطان است که با سابقه شش هزار سال عبادت،از شناخت انسان ناتوان ماند ودر قیاسی ناروا،هزاران سال عبادت خود راباطل نمود ودر پی فرمان سجود بر آدم، اورا گلین وخود را برتر از از او وآتشین خواند واین تفاوت مادی رامعیار فضیلت واقعی پنداشت. دسته سوم:بیشترین انسانها هستند که جز گروه اندکی از آنانبقیه از شناخت حقیقت انسان کاملا عاجزند اگر قران کریم از(( خود فراموش کرده ها)) و(( دچار خسارت نفسانی شده ها)) زیاد سخن می گوید به همین مشکل عدم شناخت نفس اشاره دارد. لذا کمتر کسی است که از بهای جسم وجان خویش آگاه باشد. شرح تدوین حقیقت انسان: حقیقت انسان کتابی است نیازمند به شرح وشارح این کتاب هم کسی جز پروردگار هستی نمی تواند باشد زیرا خداوند هم نو یسنده این کتاب است وهم متکلم به کلمات آن. خدای سبحان حقیقت انسان را به وسیله انبیا ء واولیاء وفرستگان شرح کرده وبا بیان آن که آدمی از کجا آمده وبه کجا می رود ودر چه راهی گام بر می دارد، اورا هم اب خودش آشنا کرد وهم با آفریدگارش وهم با گذشته و حال وآ ینده اش. اگر انسان حقیقت خو د را به دیگران بسپارد وبه خدا نسپارد ،دیگران او راشرح کرده وانسان شناسی می نگارند اما بسان کتب آسمانی پیشین، دست به تحریف وتفسیر می زنند، هم بعضی از اسرار نهانی راکتمان می کنند هم امور بیگانه را به عنوان خواسته هایش بر او تحمیل می کنند وهم خواسته های حقیقی او را جابجا می کنند واین سه نقص بزرگ ومهم در شرح حقیقت انسان است. (( ادامه دارد))
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 11:2  توسط روح الله
|
|
|